محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
458
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و جزئى در نفس ارتسام مىيابد . زيرا نفس مدرك اشياء مىباشد . جز اين كه ادراك نفس مر جزئيات مادى را به واسطه است نه باصالت . و اين امر منافى ارتسام صور در نفس ناطقه نخواهد بود و حواس پنج گانه واسطهء آن است تا چشم باز نشود . ادراك بينائى جزئيات صورت نبندد ، و صور در آن ارتسام پيدا نكند . و همين كه ديدگان بازگرديدند ، صور اشيا در آن نقش بندد پس دستهء نخستين حواس باطنى را پذيرفتهاند و دستهء دوم آن را نفى كردهاند . . . حواس خمسه به حيوان اختصاص دارد و در غير حيوان از نبات و معادن يافت نشود . و نيز لامسه جميع حيوانات را شامل است و بقاء آن نيرو بسته به اعتدال مزاج حيوان باشد از اين رو بايد از كيفياتى كه موجب تباهى نيروى لامسه باشد احتراز واجب شمرد ، و از اين جهت باشد كه نيروى لامسه در جميع اعضاء بدن آدمى پراكنده است ، و نيز به اين جهت است كه ملموسات را نخستين محسوسات نام نهادهاند ، و اما ساير حواس را اين خصوصيات نباشد و چه بسا حيوانى كه فاقد حواس پنج گانه جز لامسه باشد مانند كرمهايى قرمز رنگ كه موقع باران از زير زمين بيرون آيند . ( كشاف اصطلاحات الفنون ) . دكتر سياسى مىآورد : بدن انسان همواره در معرض تحريك و تنبيه عوامل خارجى مانند ارتعاشات هوا ، امواج اتر و برخورد و فشار ديگر چيزها قرار داشته همواره از آنها بيش و كم متأثر مىباشد . اين تأثر بدنى در روان انعكاسى پيدا مىكند كه احساس نام دارد . مثلًا ارتعاشات هوا به گوش رسيده متأثرش مىكند و در نتيجه احساس صوت حاصل مىشود يا ذراتى بسيار ريز به بينى برخورد كرده احساس دست مىدهد ، و همچنين . . . بنابراين هر احساسى داراى دو مقدمه است ، يكى تحريك خارجى و ديگر تأثر عضوى . چنان كه در مورد صوت ارتعاشهاى هوا تحريك خارجى و جنبشى كه گوش را دست داده است ، تأثر عضوى مىباشد و در مورد بو ، رسيدن ذرات ريز ، تحريك خارجى است ، و تغييرى كه در بينى روى داده تأثر عضوى است . و پس از حصول اين دو مقدمه در مغز انعكاسى ( كه چگونگيش نامعلوم است ) . پيدا مىشود كه احساس نام دارد . پس احساس به جز تحريك خارجى و تأثر عضوى است ، بلكه انعكاس ذهنى تأثرى است كه يكى از اعضاى بدن را عارض شده ، و از اين رو درست نيست گفته شود : « اعصاب و پى ها احساسات را به مغز منتقل مىكنند » يا اين كه : « مغز احساسات را ضبط مىنمايد » و مانند آن ؛ زيرا آنچه به واسطهء پى ها انتقال مىيابد و در مغز ضبط و نگاهدارى مىشود ،